سفارش تبلیغ
صبا
چرندوپرند
صفحه ی اصلی |شناسنامه| ایمیل | پارسی بلاگ | وضعیت من در یاهـو |  Atom  |  RSS 
سلیمان میان پادشاهی و مال و دانش مخیّر شد، پس دانش را برگزید و با این انتخابش ، دانش و مال و پادشاهی به او بخشیده شد . [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
» آمارهای وبلاگ
کل بازدید :98387
»درباره مروارید
چرندوپرند
مروارید
سلام امیدوارم وبلاگ خوبی راارائه داده باشم باتشکرازبازدیدتان
»لوگو
چرندوپرند
» لوگوی همراهان














































































































(جزر و مد) - به روز رسانی :  6:30 ع 89/3/14
عنوان آخرین نوشته : فروش زیباترین خیزران جهان در ایران






















































» لینک همراهان
ماهین نیوز
بتلیجه (روستای نمونه ی ایثارگری)
یه گفتگوی رودر رو
یادداشتها و برداشتها
آموزش کسب درآمد تضمینی+تفریح+ترفند+دانلود+کلیپ+جاوا اسکریپت
مهندسی پلیمرpolymer
ناز آهو
فطرس
آرمان نوین
نور
**عاشقانه ها**
پنجره چهارمی ها
چند لحظه
دردنامه
دختر زمستان
گلی از بهشت
معرفی سایت های طراحی وب سایت .هاست . تبادل لینک وافزایش بازدید
انحرافات جنسی
نور
زنونه
خاکستر سرد
دست نوشته
انجمن علوم مهندسی پلیمر و شیمی ایران
وحیده
خط بارون
سودابه
جالب و دیدنی...!!!
ndayeeshgh
دوزخیان زمین
روان شناسی کودک
باران
دانلود ، ترفند ، برنامه ، بازِِی ، آهنگ ، کلیپ ، عکس ، اس ام اس
مشکلات جنسی
سیب سبز
هeدnخ شoخ
درود بــــر پادشاهـــــم کـــوروش کبیـــــــــر
کاوه
@@((زییاتریین کلمه ))@@
کوهنوردی
آسمان ابری
چند روز نوشته های من
همه چیز...
تسنیم
لحظات خوش همراه با عکس ها و مطالب جالب
ورزش ووشو
قلندرانه ها
just for milan & kaka
یک کلمه حرف حساب
دانشنامه دوستداران
خاطره
طاها
تا هستیم با هم باشیم
وفا دات کام
دیوانگان حسین
عمومی
یادداشت های یه آسمونی
تنها ستاره ام توی آسمون ....
I Fell In Love
توکـــــل بــــــه خــــــدا
مدرسه اذریان
پاتوق 60
اشتباهی که همه عمرپشیمانم از آن ، اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم
عاشقان میگویند
تا ریشه هست، جوانه باید زد...
دو نیمه سیب
امیر
sysyayay

قلم من توتم من است . . .
حرفهای گفتنی
دستنوشته های بی بی ریحانه
اندیش-مک
عشق
محسن
نـو ر و ز
در کوچه پس کوچه های پاییز...
فری کوچولو
قندعسل
ابن سینا
منجی عالم
40تیکه
موعود
دل نوشته های من
song il gook
گــــــل نســــــا جونـــم
یا ضامن آهو
امام رضا
دانشجو
*
سوسک
تنهایی
فرزند کوروش
ادبیات
پاتوق سرخ
سیب
عاشق کوچلو
شعر
عاشق
» دسته بندی یادداشت ها
» صدای عشق
» *مرگ*

روزگاری به دنبال درآمدی بودم تا بتوانم با آن حداقل 30 کیلو گوشت بخرم.
با خود می گفتم آنوقت راحت خواهم شد. زمان آن که فرا رسید با خود گفتم: اگر درآمدم را به اندازه ی 300 کیلو گوشت برسانم، آنوقت است که میتوانم راحت تر زندگی کنم. زمان آن هم که رسید دیدم برای آنکه بتوانم راحت ترین باشم بایستی درآمدم را به 3000 کیلو گوشت برسانم. خیلی سخت بود، اما موفق شدم
.
اینک تمام دارایی ام را می دهم
برای 30 دقیقه زندگی کردن
و فرشته گفت: نه
...!
گفتم: سه دقیقه زمان می خواهم تا بیندیشم که
چرا آمده ام
.
فرشته گفت: سه دقیقه همین زمانی است که با من به گفتگو بوده ای
.
فقط سه کلمه ی دیگر وقت داری
!
بی درنگ گفتم: بزرگترا..! مرا ببخش
...
از لبخند فرشته دانستم که خداوند مرا بخشیده و آرام گرفتم.. (1
)
..
..
..
اومده بود ببرتم... قوی هیکل و بلند بود و سرتا پا سیاه پوش. اولش دست و پا زدم... نمیشد.. زورش خیلی زیاد بود... به گریه افتادم ... التماس کردم... فایده نداشت.. دور و برم رو پاییدم. هیشکی نبود. باد میومد. خاکستری بود. بیابون بود... نه! مث خیابون بود.. نمیدونم...! داد می زدم و گریه می کردم... هیشکی نبود. هر چی بهش گفتم بذار یه کم دیگه بمونم... تو رو خدا... یه کم دیگه... با مامانمم خداحافظی نکردم... تو رو خدا... غلط کردم... یه کم دیگه..! انگار نمی شنید. هیشکی نبود... زورش خیلی زیاد بود... تو دستاش گم شده بودم... تو رو خدا... یه کم دیگه
...
- نه، حرف آخرتو بزن باید بریم
.
حرف آخر...؟ یادم افتاد به کارام... حرفام... این هفته.. هفته ی قبلی.. وااای! نه! خیلی ن... تو همین فرصت کم که نمی تونم جبران کنم.. چیکار کنم؟ بازم داد زدم... گریه کردم.. تو رو خدا ... یه کم دیگه بهم وقت بده.... هیشکی نبود
...
همونجوری سرد و بی اعتنا نگام می کرد... فایده نداره... زود باش... وقتشه
...
شروع کردم... تند تند استغفرالله می گفتم... انقدر پشت سر هم داشتم استغفار می کردم که هی زبونم می گرفت.. خدایا ببخش... بابت اون... بابت این... بابت دیشب... بابت اونروز سر کلاس... بابت اون حرفم... نمازای بی حالم...حواس پرتی هام... استغفرالله... استغفرالله.... استغفرالله
...
هر چی می گفتم بیشتر یادم میومد و وقتم کمتر میشد... چیکار کنم؟ اینجوری فایده ای نداره... تموم نمیشه که... خدایا ! خدایا ! کمکم کن... تو که مهربونی... این خیلی خشنه... به حرفم گوش نمیده... تو که اینجوری نیستی... تو که همیشه گوش میدادی... تو که همیشه بودی ... خدایا کمکم کن... استغفرالله... استغفرالله... هیشکی نبود... استغفرالله
...
از فرط عجز به خودم می پیچیدم و خدا رو صدا می زدم... اونم ایستاده بود و همینجور نگام می کرد... وقت کم بود.... استغفرالله... استغفرالله ربی و اتوب الیه... استغفرالله... استغفرالله
...
- نماز صبح... نماز صبح... وقت نمازه ...
وای خدا! نماز صبح... کاش میشد الان فقط یه نماز صبح بخونم... فقط یکی... چقدر دلم نماز میخواد... چقدر دلم خدا میخواد... خدا... خدا... خدا... خدا.... استغفرالله... استغفرالله.. استغفرالله... استغفرالله... هیشکی نبود...

..
..
- دختر چقدر می خوابی؟ پاشو وقت نمازه...

- نماز؟ نماز بخونم؟ میشه؟ وای خدا... نماااااااااااااااااااااااااااازززز...
سیاهی رفته بود
.

(1) : سید مجتبی سجادی
(2) : خوابم واقعی واقعی بود... الان که می نویسم از یادش گریه م گرفته... چقدر این آخرا غافل شده بودم... چقدر یادم رفته بود که باید برم... چقدر سیاه
....
(3) : وقتی از خواب پاشدم، موقع وضو تنها چیزی که تو ذهنم تکرار میشد این بود : میدونی چند وقته استغفرالله نگفتی؟ اونم از نوع هفتاد تاییش؟ اونم از نوع بعد از نماز صبح و عصری ش؟ اونم از نوع آمرزش سی هزار گناه در روز..؟ وای خدایا... من چیکار کردم
....!
(4) : هیشکی نبود... میدونی؟ هیشکی... هیشکی
...
(5) : آیا مرگ خونسردترینِ واژه ها نیست؟



  • کلمات کلیدی :
  • مروارید:: 87/5/9:: 1:24 عصر | همراهان عزیزنظریادتون نره!!ممنون()

    ابتدا نیت کنید

    سپس برای شادی روح حضرت حافظ یک صلوات بفرستید

    .::.حالا کلید فال را فشار دهید.::.

    برای گرفتن فال خود اینجا را کلیک کنید
    دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ

    دریافت کد بازی آنلاین تصادفی

    فال عشق

    انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس